نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

, ترکیب الْجُمهوریَّةِ الْإسلامیَّةِ الْإیرانیَّةِ به صورت جُمهوریَّةُ إیرانَ الْإِسلامیَّةُ و الْجُمهوریَّةِ الْإسلامیَّةِ فی إیرانَ نیز درست است.

https://www.aparat.com/v/9JOuN/#

شخصی از روی بدخواهی یا نادانی نوشتاری نادرست در پیج ایستاگرام نهاده است و شوربختانه این نوشتار دست به دست می چرخد. و برخی بی هیچ اندیشه ای آن را باور و بازفرست می کنند.

سخن این است:

لیدر الهلال شعار می دهد:

إیرانی، اِسمَعْ. عَینَک بِتدمَع.

هَاللَّیلة هاذی، لازِم تْعانی.

ترجمۀ سخن بالا که به لهجۀ محلّی می باشد، این است:

إیرانی، اِسمَعْ. ایرانی، گوش کن. عَینَک بِتدمَع. چشمت اشک آلود میشه

هَاللَّیلة هاذی، این شب (امشب) لازِم تْعانی. باید سختی بکشی.

اما این طور ترجمه کرده است:

ایرانی گوش کن. شماها برده و کنیز ما هستید.

از 1400 سال پیش تا همین امروز

اصلاً کجای جملۀ لیدر الهلال معادل 1400 یعنی «ألف و أربَعمِئَة» وجود دارد؟!

کجای جمله کلمۀ عَبید به معنای برده و کنیز به کار رفته است؟

هدف نویسنده فقط ایجاد دشمنی میان مردم است.

خوب است بدانیم که جمعیت عربی ایران چقدر است؟

نیمی از خوزستان

بخشهای بزرگی از استان بوشهر و هرمزگان و جزایر خلیج فارس

بخشهایی در خراسان جنوبی

دشت عباس در استان ایلام

جمعیت قابل توجهی از مردم ایران عربند

هر بار شخصی می خواهد میان قومیتها دشمنی بیندازد

یک بار دیگر کلیپی را نشان می دهند و می گویند که راننده کامیون عراقی دارد به راننده کامیون ایرانی توهین می کند در حالی که این طور نیست

متاسفانه برخی هم سریع باور می کنند

سریع نوشته های دروغ را فوروارد می کنند

کینه های تاریخی را زنده می کنند

در پی دشمنی با کسانی هستند که هیچ گناهی نکرده اند.

1000 سال پیش عده ای خطا کردند

چه ربطی به امروز دارد؟!

ایران هم زمانی در هند و قفقاز خطا کرد

حال به من و شما گناه پیشینیان چه ربطی دارد؟

 

 

نام «صَفورا» هم­ریشه با «عُصفور» به معنای «گنجشک» است. عصفور عربی و صفورا عبری است.

«جیران» جمع «جار» واژه­ای عربی است و با نام دخترانۀ «جیران» فرق دارد.

«جیران» تُرکی و به معنای «آهو» است.

«خُبْـز» نان و واحد آن «خُبْزَة» است. «رَغیف» نیز نان است. [1]

 

[1] در عامیانه «خُبُز» و گاهی «خِبِز» و در گویش مصری «عَیْش» گفته می­شود. گونه­ای نان که شبیه نان ساندویچی است در عراق و سوریه «صَمّون» و در عربستان «صامولی» گفته می­شود.

قبرستان وادی السلام (تلفّظ نادرست: وادیُ‌السَّلام، تلفّظ درست: وادِی السَّلام) قبرستانی در شهر نجف عراق است. گفته­اند این قبرستان جای برگشتن تعدادی از پیامبران و امامان و مؤمنین در روز رجعت است. وادی السلام با مساحتی در حدود 1486 هکتار و با چند ده میلیون درگذشته بزرگ­ترین قبرستان دنیا به­شمار می­آید. در روایات آمده است که ارواح مؤمنان در این قبرستان گرد هم می‌آیند و هر مؤمنی که از دنیا برود فرشته­ای روحش را به اینجا می‌آورد و در هر قبر این قبرستان دفن شود عذاب قبر از او برداشته می‌شود.

وادی السلام از دو واژۀ «وادی» و «سلام» تشکیل شده‌است. «وادی» به معنای «درّه» و «سرزمین» و «سلام» از نام­های خداست و معنای «سلامت» نیز دارد.

علاوه بر قبرهای اهل عراق، قبور مردمانی از ایران، هند، پاکستان، لبنان و دیگر کشورها نیز در وادی السلام دیده می‌شود. در این قبرستان بسیاری از نامداران دفن شده‌اند:

حضرت هود و حضرت صالح (ع) در ورودی قبرستان قرار دارند.

آیت اللّٰه سیّد محمّد باقر صدر، رئیسعلی دلواری، بنا به روایاتی حضرت لوط و حضرت یحیی (ع)

واژۀ «أَمام» در گویش عامیانۀ اطراف خلیج فارس «گِدّام» یا «جِدّام» و در کشورهای حوزۀ مدیترانه «ئِدّام» گفته می­شود که همان «قُدّام» در فصیح است.

واژۀ «عَقْل» در لغت به معنای «بستن» و هم­خانواده با «عِقال» است. عَقَلَ الْبَعیرَ. یعنی زانوی شتر را بست. عَقَلَ ـِـُ عَقْلاً. گویی که عقل آدمی را مقیّد می­کند که برخی کارها را انجام ندهد.[1]

 

[1] «عِقال» ریسمانی است که با آن ساقِ شتر را می­بندند. (زانوبند شتر) و همچنین نامِ رشته­ای پشمی یا ابریشمی است که روی کوفیه (چپیه) بر سر می­بندند و در عامیانه «عِگال» می­گویند.

«مُهَندِس» از ریشۀ «هَندَسَـة» است.

هَندَسَة از واژۀ فارسی «اَندازه» گرفته و معرَّب شده است. (منبع: المنجد ذیل کلمه هندسة)

هرچند قنّاد بر وزن فعّال است امّا عربی نیست. در زبان عربی واژۀ «قند» نیز وجود ندارد. عرب­ها اغلب چای را با قند نمی­نوشند. اصولاً حتّی واژۀ «قند» نیز بی­جهت معرّب شده است. اصل کلمۀ «قند»، «کَنْد» است. مانند: کندو در کندوی عسل. احتمال دارد نام شهر «کَندوله» در نزدیکی «میانراهان» در استان کرمانشاه و نیز واژۀ candy در انگلیسی به معنای «آب نبات» از «کند» گرفته شده باشد.

شاید واژۀ Candida در انگلیسی نیز از همین ریشه باشد. بدین جهت که نامزدهای انتخابات در گذشته در غرب، جامه­ ای به سفیدی قند می­پوشیدند.

«حَلْواء» یا «حَلْـوَی» هر خوردنی ­ای است که با شکر یا عسل ساخته شود. «حَلْوانیّ» از این ریشه است.