نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

فیلم‌های آموزشی کتاب درسی عربی دهم ریاضی و تجربی

«پاسُخ» از دو بخش «پاد» به معنای «ضد» و «سخن» ساخته شده است. «پاسُخ» در اصل «پادسُخَن» بوده است. «پاد» در «پادزَهر» و «پادتَن» نیز یافت می‌شود.

پاسخ یعنی آنچه در برابر سخن دیگری می‌گوییم.

«جواب» واژه‌ای عربی است.

 

ریشۀ واژۀ «جارو»

«جارو» در اصل «جاروب» بوده و به معنای روبندۀ جاست. ابزاری که جا را می‌روبد.

خاکروبه نیز همین بخشِ «روب» را دارد.

در «رُفت و روب» نیز همین پارۀ واژگانی دیده می‌شود.

«رَواج» واژه‌ای عربی از ریشۀ واژۀ پهلوی «رواگ» است. «رَوا» بن مضارعِ «رَو» دارد.

در زبان پهلوی بسیاری از واژه‌ها به «گ» پایان می‌پذیرفته است؛ مانند: مُردَگ (مُرده)، زندَگ (زنده). در کردی فَهلَوی هنوز زنده و مُرده را «زِنِگ» و «مِردِگ» می‌گویند.

«قلم» از ریشۀ «کَلَموم» در لاتین برگرفته شده است.

در زبانِ پارسی به آن «خامه» و «کلک» می‌گویند.

 

ریشۀ واژۀ فَرسَنگ

شاید فرسنگ، پیوند دو بخشِ «فَر» به معنای «فراوان» و «سنگ» باشد. «فَرَه» در زبان کُردی بدین معنا کاربرد دارد. فَرزان نیز به معنای بسیار دانا از ریشۀ «فَر + زان» است. شاید در گذشته برای مسافران سازه‌ای (مانند برج) از سنگِ فراوان می‌ساختند تا راه را گم نکنند و این سازه‌ها در فاصله‌های دور از هم بوده است.

«خاگینه» از دو بخش «خاگ» + «ینه» پیوند یافته است. خاگ همان «خا» یا «خایه» به زبان کردی ، «تخم» به زبان فارسی و «مُرغانه» به گفتار گیلانیان است. خاگینه خوراکی است که از به هم زدن تخم‌مرغ، آرد، فلفل، زردچوبه و سرخ کردن آن در روغن داغ درست می‌شود.

پسوند «ینه» در «خاگینه» در واژگانی مانند زرینه و سیمینه نیز دیده می‌شود.

 

ریشۀ واژۀ قاری

«قاری» واژه‌ای عربی به معنای «خواننده» است. ریشه‌اش از (قَرَأَ – یَقْرَأُ – قِراءَةً) است.

قاری در اصل قاریِ قرآن به معنای خوانندۀ قرآن می‌باشد.

امّا قاری نادرست است. قارئ درست است. یعنی حرف چهارم همزه (ء) است نه (یـ).

به نادرست قاری نوشته شده. شاید به این دلیل که تایپیست‌ها بلد نبودند واژۀ (قارئ) را درست تایپ کنند.

شاید نیز برای سادگیِ خوانشِ آن (قارئ) به (قاری) دیگرگون شده است.

بِه اَز شُما نباشه. یعنی بهتر از شما وجود ندارد.

ازآنجاکه برخی خوانشِ درستِ این اصطلاح را نمی دانند، بَزِ شُما نباشه. یا بَعضِ شُما نباشه. گفته اند.

 

ما فَتِئَ از افعال ناقصه است که اسم و خبر می‌خواهد.

یَفتَأُ بدون حرفِ «ما» آمده است. معنایش «پیوسته» است.

قالوا تالله تفتؤا تذکرُ یوسفَ حتی تکونَ حَرَضاً أو تکون من الهالکین.

[برادرانِ] یوسف گفتند: به خدا، پیوسته [تو] یوسف را یاد می‌کنی تا زمانی که سخت ناتوان گردی یا از هلاک شدگان شوی.

تَفتَأُ: فعلِ ناقص که حرفِ نفیِ «ما» از آن حذف شده است. تفتأ اسم  و خبر می خواهد.

 اسمِ آن (أنتَ) که محذوف است.

خبرش هم «تذکُرُ» در محلّ نصب است.