نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

نام‌شناسی و ریشۀ واژه‌ها

این مطالب بخشی از کتاب دانشنامۀ نام‌ها و واژه‌ها نوشته اینجانب است. با ذکر منبع استفاده از این مطالب بدون اشکال است.

مُعَمّا یک واژۀ دارای ریشۀ عربی است. البتّه معمّا در عربی لُغَز یا حَزّورة گفته می شود.

کلمۀ معمّا فقط ریشۀ عربی دارد. اصل این کلمه مُعَمّی است.

أعمی یعنی کور و مؤنث آن عَمیاء است.

مُعَمَّی یعنی کور شده

یعنی چیزی که گویی کور شده و ناپیداست.

برابر نهاد این واژه در پارسی چیستان است.

املای شهر «توس» در اصل با «ت» است که تحت تأثیر عربی با «ط» نوشته شده است.

نوشتۀ زیر، دربارۀ ریشۀ کلمات است و تا اندازه ­ای شما را در فهم ریشۀ واژگان یاری می­ کند.

همۀ زبان­های جهان با هم داد و ستد واژگانی داشته­ اند، دارند و خواهند داشت. حتّی زبان­ های مُرده نیز داد و ستد واژگانی داشته ­اند.

تشخیص ریشۀ عربی یا فارسی کلمات هرچند برای کسی که به دو زبان چیره نیست کار دشواری است؛ ولی راه ­های ساده­ ای هم وجود دارد که دانستن آنها جالب است.

از میان 32 حرف الفبای فارسی برخی حروف تنها ویژۀ واژه ­های عربی­ اند.

قارئ قرآن جمع آم قُرّاء قرآن است.

قارئ را به نادرست قاری نوشته و خوانده اند.

غلط رایج است.

سه حرف اصلی قارئ ق و ر ء است. 

قارئ بر وزن فاعل است.

همزه که حرف سوم قارئ است را بر کرسی ی نهاده اند و همین باعث شده تایپیست نتواند تایپ کند و قارئ را قاری تایپ کرده و از آغاز اشتباه خوانده شده است.

از سوی دیگر در فارسی ترجیح داده می شود که غائب، دائرة، سائر و مائل را غایب، دایره، سایر و مایل بخوانند.

سالبه به انتفاء موضوع یعنی اگر در یک موضوع اصلاً حقیقتی وجود نداشته باشد، هر چیزی را می‌توان از آن سلب کرد. مثلاً  این سخن که «شریک خدا توانا نیست» سالبه به انتفاء موضوع است؛ زیرا خدا شریکی ندارد تا گفته شود که او تواناست یا نیست.
مثال دیگر:
اگر در جلسه‌ای گفت‌وگو شود که آیا به روستاهای «چلقوزآباد» و «دو بَرَره» آبرسانی شده، یا نه؟

و آشکار شود که اصلاً روستاهایی به این نامها نداریم، گفته خواهد شد که «سالبه به انتفاء موضوع» است و بدیهی است که نباید در مورد چیزی که وجود ندارد گفت‌وگو کرد.
 

قُدِّسَ سِرُّهُ یعنی خاک قبرش مقدس باد

باسمه تعالی درست است. در قرآن اِقرَأ بِاسمِ ربِّک الذی خلق نیز با همزه است.

اسم در بسم الله الرحمن الرحیم و در بسم الأب و الابن و الروح القدس نزد مسیحیان بنا به کثرت استعمال نوشته نمی شود و در غیر این دو جا نوشته می شود.

 

باد کوتاه شده بُواد است. بُواد یعنی باشد، چنین شود.

بُواد به بادتبدیل شده است.

جادَّة بر وزن فاعِلَة (جادِدَة = جادَّة) است.

جَدَّ یعنی تلاش کرد.

جاده را جاده نامیده اند چون جایگاه تلاش است. راه صاف و سنگفرش است و مانند کوه و ناهمواری نیست که کند رفت.smiley