ریشه واژه نماز
برخی را باور این است که نماز از مصدر نمیدن به معنی خم شدن و تعظیم کردن است . در کردی فَهلَوی یا فیلی فعل «بِنَم » به معنی « خم کن » هنوز به کار می رود . و می گویند «نماز »بن مضارع «نمیدن »است .
ببینیم در لغتنامه دهخدا در باره ی نمیدن چه آمده است .
نمیدن . [ ن َ دَ ] (مصدر است ) میل کردن . توجه نمودن . ۞ (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) :
کارم شهوی و غضبی بود شب و روز
بر خویشتن از عجب و تکبر بنمیدم .
وقت مرگ آید در آن سو می نمی
چون که دردت رفت پس چون اعجمی .
برخی نیز می گویند : نماز (نه + ماز ) است و ماز یعنی پیچ و خم و نماز یعنی پیچ و خم ندارد .بلکه راه راستی به سوی خداست .
اما گروه دیگر می گویند : در زبان پارسی باستان ( دورهی ساسانیان) ، نماز عبارت بود از کرنش و نیایشی که فرودستان نسبت به بالادستان و ایزدان انجام میدادند این واژه در متون دینی باستان «نماچ» تلفظ شده. برابر آنچه در کتاب «مینوی خرد» آمده است ،نماز در برابر ایزدان در سه زمان«سهپاس» انجام میگرفت که عبارت بودند از بامداد، نیمروز، و ایوار( غروب). شاید واژه «سپاس» که امروز در زبان ما رایج است ریشه در همان «سهپاس» داشته باشد. اینهم که ما ایرانیان نمازهای پنجگانه را در سه نوبت میخوانیم شاید بیارتباط با این ریشه تاریخی نباشد
دربارهٔ واژهٔ '''نماز''' چند دیدگاه مطرح شدهاست:
واژهٔ '''نماز''' در اصل از واژهٔ پهلوی میانهٔ «''نماژ''» (namāž) گرفته شده که خود از ریشهٔ کهن ایرانیِ «''نم''» بهمعنای '''خمشدن'''، '''تعظیم''' و '''کرنش''' مشتق شدهاست.
این واژه در پارسی باستان بهصورت «''نماک''» (namāk) نیز آمده و همان مفهوم نیایش و فروتنی در برابر نیروهای مینوی را میرساندهاست.
برخی از زبانشناسان واژهٔ «نماز» را ترکیبی از دو جزء «''نم''» (بهمعنای '''خمشدن''' یا '''نمدادن''') و «''آز''» دانستهاند. جزء دوم، در فارسی کهن، با مفهوم «دیو آز یا منِ درونی» یا «خود» (ego) مرتبط بوده و بنابراین، «نماز» میتواند بهمعنای '''فروتنی و خضوع در برابر هستی''' تعبیر شود.
بر احتمالی دیگر، واژهٔ «نماز» را معرّبِ «نماج» یا «نمج» دانستهاند که از ترکیب نما و پسوند جایگاهساز -ج، بهمعنای «جای نما» یا «جای نم» و «خیس کردن» است. در این برداشت، واژه به مفهوم مکان یا حالت فروتنی و طهارت پیش از نیایش اشاره دارد.
بر پایهٔ دیدگاهی جدیدتر، «نماز» از ریشهٔ «ماز» بهمعنای '''رود پیچدار''' گرفته شده و به حرکت مایع منی از ستون فقرات به بالا در هنگام نیایش اشاره دارد. همین ریشه در واژههایی مانند «اهورا مزدا» و «مزگت» (صورت کهنترِ '''مسجد''') و «مازاَندرآن» و «مزوپوتامیا» نیز دیده میشود که همگی با مفهوم رودی که مسیر پیچدار را طی میکند در پیوند هستند.